به نام داناي حکيم
"...وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ "-282 بقره
"و نبايد هيچ نويسنده اى از نوشتن همان گونه كه خدا به او آموخته است ، دريغ ورزد."
کار هرروز ما فکر کردن به مسائل مختلف است ،اين قضيه سبب شده که حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشيم،اين حرفها را در 3 دسته مي توان تقسيم بندي کرد :
حرفهاي بدرد بخور،حرفهاي بدرد نخور،حرفهايي که اگر رويشان کار شود شايد بدرد بخور شوند. اما نکته اي زيبا به کرات به عنوان تذکري تلخ برايمان تکرار شده، همه حرفها بدردنخورند اگر حفظ نشوند...شايد پارسال که با جمعي از دوستان به شروع کاري جمعي مبادرت ورزيديم نقطه اي بود که هر موقع يادي از آن مي کنيم اين تذکر برايمان تکرار مي شود که اين همه حرفي که دوستانمان توليد کردند چه فايده دارد اگر نماند براي ديگران،اگر عرضه نشود براي اصلاح ونقد وچقدر ما به اين نقدها محتاجيم چون هميشه به حرفهايمان از زاويه خودمان نگاه مي کنيم و اگر نظرات ديگران را نشنويم چه اشتباهات وحشتناکي که نمي کنيم؛چه نکاتي که از دست نمي دهيم و بعدا افسوسش را نمي خوريم.خارج از اين حرفها مي دانيم (گرچه عمل نمي کنيم) بهترين روش انتقال مفاهيم به جامعه از طريق سخن مکتوبست پس بايد ياد گرفت چگونه با ديگران سخن گفت.اينها همه دلايلي بود که ما را وادار کرد که امسال را سال نويسندگي براي خود بناميم.
به قول عزيزي قال بسيار است و مقال کم.اين بود که بجز نشريه که ان شا الله به همت دوستان به زودي راه مي افتد سعي بر غلبه بر تنبلي کرديم و وبلاگي تعبيه کرديم تا مجبور به ديالوگ شويم و فارغ از نظرات نفس اجبار به نوشتن- چون بالاخره جايي براي نوشتن داريم- خيلي خوبست.
اما چرا اسم وبلاگ را نظر سوم انتخاب کرديم:
بين رفقا گفتمانهاي جالبي مطرح است که نکات زيادي را در قالب جملاتي کوتاه به هم منتقل مي کنند(در زمانهاي مناسب اين اصطلاحات را تشريح مي کنيم) قصه از اين قرار است که هر جا پاي صحبت هاي علما مي نشينيم وقتي نقدي به مکتبي وارد مي کنند و در کنارش مکتب مقابل آن را هم نقد مي کنند –مثلا ليبراليسم بد است چون افراطي فردمحوري را ترويج ميکند و در مقابل کمونيسم هم بد است چون افراطي جمع گرايي و اشتراک محوري را ترويج مي کند_وقتي مي خواهند نفي کنند هم صفر را وهم يک را نفي مي کنند و مي گويند نظر اسلام در مورد اين مساله نظر سوم است دست آخر هم معمولا نمي گويند اين نظر سوم دقيقا چيست يا بين 0 و 1 کدام عدد است؟ به خاطر تکرار اين ماجرا از کتاب ديني هاي دبيرستان گرفته تا مجالس مختلف اين تبديل به تکيه کلامي بين رفقا شده که هر جا مي خواهيم دوطرف ماجرا را نقد کنيم مي گيم: فلاني به اين دليل اشتباه گفته؛بهماني هم به بهمان دليل اما نظر درست نظر سوم يعني نظر اسلامه که قاعدتا حرفيست بين آن دوحرف و حرف ماست ان شا الله.
وآخر امر کلامي از مولايمان امام صادق(ع):
"دل به نوشتن آرام مي گيرد"
منتخب ميزان الحکمه-حديث5421
