
اين كل مطلب قبلي و شاه بيت زندگي همه ماست!
چقدر تا به حال به مصلحت ها فكر كرده ايم و چگونه فكر كرده ايم؟ مصلحت چيست؟ يك ديدگاه رياضي!
من با اين رياضي بر عكس رياضي مطلب قبلي كاملا موافقم و از آن طرفداري مي كنم!
تعريف مساله:
X= كاري كه مي خواهيم انجام دهيم. بزرگي عددش شدت كار را نشان مي دهد و علامتش انجام دادن يا ندادنش را.
An= تاثير پارامتر n ام.
بديهي است كه:
من معتقدم اين گونه است:
1- جهان ما محدود است و گنجايش "بي نهايت را ندارد".
2- جهان آخرت ذاتش نامتناهي و ابدي است.
3- تاثير هر چيز = مقدار تاثير × طول مدت تاثير
طول مدت تاثير با توجه به گزاره هاي اول و دوم معلوم مي شود
اما مقدار تاثير را چگونه بايد بفهميم؟
1- ما هيچ وسيله اي براي شناخت چيستي جهان اخروي نداريم (چيستي نه هستي!)
2- مقدار تاثير را كسي مي داند كه آن جهان را بشناسد
اگر مقدار را ندانيم نامردي است پس بايد بدانيم. بهترين
مثلي كه توانستم پيدا كنم اين است! Catalogue !
اينجوري بگويم كه دين دست ما كاتالوگ داده و حتي كار ما را
هم راحت تر كرده است و به جاي مقدار تاثير خود تاثير را داده است. من اينگونه
تعبير مي كنم: (يادآوري: آخرت نامتناهي است و گنجايش بي نهايت را دارد)
واجب =
مثبت بي نهايت
حرام =
منفي بي نهايت
مباه =
صفر
مستحب =
عدد مثبت (بزرگ و كوچك مي شود)
مكروه =
عدد منفي (بزرگ و كوچك مي شود)
اگر ما فرآيند رياضي را فرآيندي عقلاني در نظر بگيريم و
مصلحت را با تمام پارامتر ها در نظر بگيريم به نظر شخصي من اين بهترين رابطه اي
است كه مي توان ميان عقل و دين تعريف كرد.
طبق اين رابطه عمل به تمام دستورات دين (واجب و حرام)
عقلاني ترين كار است فقط سطح درك بايد اينقدر باشد كه بداني جهان آخرتي هم هست!

