چندی است که فکر می کنم چرا طبقه بندی جدیدی از اساتید، دانشکده ها و دانش گاه ها باب شده است. طبقه بندی که با کلید واژه هایی چون سگ و شتک، گلاب و شاخ و حتی هلو از دسته های دیگر طبقه بندی متمایز می شود. گرفتن نمره و مدرک به پارامتری مهم در انتخاب دروس مبدل شده است. تمام تلاش و اضطراب برای گرفتن درس با استادی است که بهتر نمره می دهد و کمتر کار می کشد. دراین میان البته نباید ازاین حقیقت فاصه بگیریم که استادانی که دانش جویان به خاطر یاد گیری دروس با آن ها درس می گیرند وجود دارند و حتی تعدادشان هم کم نیست. اما واقعیت این است که اینان در براندازی روح حاکمیت خرافی نمره و راحت طلبی تاثیر چندانی ندارند.
رویکرد دانشجویان در دروس عمومی ـ یعنی زبان انگلیسی، ادبیات و معارف ـ حتی از این هم تاسف بار تر است. در تمام طول ترم خیلی از دانشجویان حتی کتاب درس را تهیه نمی کنند و با تکیه بر توانایی و حافظه ی شب امتحان، آسان بودن امتحان و به صورت کاملا بدیهی تقلب که البته به کرات اتفاق می افتد، همت به اضافه کردن معدل ترم خود می گمارند. فراهم کردن تحقیق با کپی برداری مستقیم از مطالب در اینتر نت ـ با توجه به توسعه و گسترش پایگاه های فارسی زبان ـ یکی دیگر از روش های نمره افزایی در این دروس است. تلاش بسیاری از دانش جویان بر این است که تا جای ممکن کلاس درس را بپیچانند ولی اثری از غیبت آن ها در لیست استاد نباشد. در هر حال با توجه به مقدمات پیش گفته، گویی یاد گیری این دروس در خوش بینانه ترین حالت آخرین و بی اهمیت ترین هدف از گرفتن این دروس است.
در دروس مهندسی نیز دانش جویان تلاش می کنند بعضی درس ها را یاد بگیرند و بعضی های دیگر را با روش های ذکر شده دور بزنند. زیرا می دانند معدل مقطع کارشناسی به طرز خنده داری در آزمون ورودی کارشناسی ارشد موثر است. این در حالی اتفاق می افتد که ما در مهندسی بسیار عقب تر از آنچه باید باشیم هستیم. نفت را می فروشیم تا دانشجوی مهندسی تربیت کنیم و حالا این دانشجو که چهار کلام خوانده شده مرجع ذی صلاح برای تعیین این که چه به دردش می خورد و چه به کارش نمی آید؛ عجب ضرری داریم می کنیم!
باید توجه داشت که مستقل از این که منشا این نا بسامانی کجاست در حوزه های متعدد تحصیلی از جمله ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی دیده می شود و تسری آن مشهود است. در آموزش و پرورش که روند خصوصی سازی و تاسیس مدارس غیر دولتی بسیار پر دامنه پی گیری شده است. نمره ی مجانی و هدیه ای دادن و حتی آزاد گذاشتن دانش آموزان در تقلب از رسوماتی است که رنگ جدی تری گرفته اند. مشکل اخیر البته در دانش گاه نیز مثل سه مقطع دیگر جدی است.
در این میان خیانت استادان و دبیران هر چند بسیار پر رنگ و روشن تر از روز است لیکن دلیل پر مایگی روز افزون آن استقبال جدی دانش آموزان، دانش جویان و آحاد مردم است. عدم وجود نظارت صحیح بر آموزش و پرورش و آموزش عالی یکی از دلایلی است که اعلام می کند به این زودی ها شاهد ریشه کن شدن این مشکل نخواهیم بود. نظارتی که ماموران آن از جنس استادان و یا دبیران حقوق بگیر و شناخته شده باشند مطلوب نیست، زیرا آن ها از بیم سوء شهرت در میان جامعه ی استادان، دبیران و دانش آموزان و دانش جویان قادر نخواهند بود از پس وظایف خود بر آیند. البته موانعی دیگری چون اعمال نفوذ، سنتی و چاله میدانی بودن فضای آموزشی و تقلب نیز موثر اند تا نتیجه ی نظارت بسیار کم مایه باشد.
باید دقت کنیم که ارزش ها خیلی وقت است که دیگر درونی نیستند. هدف غایی از تمام این فعالیت های نا مطلوب رسیدن به پول و مقام است. در شکل و رونق دانش گاه های هاوایی و مثل آن چنین عاملی بسیار موثر بوده است. استادان شتک و گلابی خوش اخلاق و با سواد اما استادان دقیق و منضبط بد اخلاق و بی سواد معرفی می شوند.
تقویت نظارت، آسان شدن قوانین بر کناری، توبیخ و انتقال اساتید، هم آهنگ سازی امتحانات، نظارت تصادفی و مخفی توسط هیئت های صالح، بازرسی از امتحانات و سوالات و در صورت لزوم ارائه ی سوالات جدید برای امتحان ها، بر گزاری امتحان های مجدد و ... می توانند به کاهش این پدیده های نا مطلوب کمک کنند.
ولی اگر خوب بنگریم اینجا نیز پر رنگ کردن ارزش ها و بیدار کردن فضای دانشجویی بازیگر نقش اصلی در باز گردانیدن اخلاق تعلیم و تعلم است. باید توجه داشت که دانش جویان امروز استادان و عالمان فردا هستند؛ "عالم اگر فاسد شود، عالم را فاسد می کند".

