تبليغاتX
نظر سوم - دینداری تخصصی

مقدمه اوّل

از «توحيد» به عنوان اصل و اساس دين ياد مي­شود. به عبارت ديگر تمام پيام دين در توحيد خلاصه شده است كه «قولوا لااله الّاالله تفلحوا» آنگاه كه كلمه توحيد در تمام شئون زندگي جاري شود نظامي را بوجود مي آورد كه از آن به «دين» ياد مي كنيم و از پيروانش به نام «ديندار»

مقدمه دوم

تخصص گرايي و تخصصي شدن يكي از ويژگي هاي اصلي زندگي مدرن است. به علت رشد روزافزون علوم و حجم بالاي اطلاعات شاخه هاي مختلف حيات مادي و معنوي بشر از يكديگر جدا شده اند و هريك مسير خود را مي جويند. هر روزي كه مي گذرد اين شاخه ها در مسير خويش جلوتر مي روند و البته از نقطه ي جدايي خويش «دورتر» مي شوند. هر انساني در زندگي مجبور است كه شاخه اي را برگزيند و به نحو اجتناب ناپذيري بايد بپذيرد كه با اين انتخاب خويش هر لحظه فاصله اش را با شاخه هاي ديگر بيشتر و بيشتر خواهد كرد. تا جاييكه 2 مهندس مكانيكي كه يكي مثلاً در زمينه «نانودمپرها» مشغول به كار است و ديگري در زمينه «طراحي پره توربين»، گفتمان مشتركي نخواهند داشت چه برسد به اينكه بخواهيم بين يكي از اين مهندسين و مثلاً يك زبان شناس ارتباط و اشتراكي بوجود بياوريم.

   اين در حاليست كه روزگاري نه چندان دور افرادي روي زمين زندگي مي كردند كه هم عالم ديني بودند و هم معمار مسجد و هم شاعر و هم وزير و... و در عين حال نه تنها هيچ تناقضي بين تمام اينها وجود نداشت بلكه چيزي در ميان همه اين شاخه ها و آثارشان يافت مي شود كه به گونه اي غريب آنها را به هم پيوند مي دهد. روحي مشترك كه هم در معماري آن مسجد مي بيني و هم در تصميم گيري هاي سياسي و هم در شعر آنها... «وحدت در عين كثرت» اينكه چگونه چنين وحدتي قابل تصور است و منشا آن چيست خود گفتاري مفصل و مستقل مي طلبد كه در حوصله اين مقاله نيست، اما همينقدر بگويم كه تنها چيزي كه در كل عالم چنين قابليت وحدت بخشي دارد ذات اقدس الهي است كه «الله نور السموات و الارض»

مقدّمه سوم

آنچه كه مضر است نفس انشعاب و تخصصي شدن نيست بلكه آفت اول كار اينجاست كه با گذر زمان منشاً واحد و روح يكسان تمامي شاخه ها فراموش مي شود . چنين مي شود كه نسل جديد با تعدادي شاخه هاي مستقل از هم مواجه خواهد شد كه انتخاب يكي به نفي ديگري منجر مي شود. آفت دومِ افراط در تخصصي شدن اين است كه امكان انحراف هر شاخه بسيار افزايش مي يابد. مثل زماني كه كنترل كلي رشد اعضاي بدن كه توسط يك نهاد مركزي انجام مي شود به علتي تضعيف شود و آن عضو بيش از حد رشد كند به گونه اي كه به عملكرد كلي بدن هم آسيب خواهد زد.

 

و امّا موضوع اصلي؛ دينداري تخصصي...

   نفوذ تخصص گرايي اجتناب ناپذير دنياي امروز در حوزه ي دينداري هم قابل مشاهده است. نمونه ي بارز آن گروههاي مذهبي دانشجويي است كه هريك با انخاذ يكي از وظايف ديني به عنوان تكليف اصلي حول همان وظيفه جمع شده اند و به تدريج كار خود را توسعه داده اند. به عنوان مثال در دانشگاه شريف اكنون در بين جامعه مذهبي دانشجويي، بسيج دانشجويي به نحوي متصدي امورات سياسي شناخته شده است و هيئت الزهرا با امور معنوي و مناسك عبادي شناخته مي شود و گروه فرداي سبز كمك هاي خيريه و خدمت رساني به فقرا را به عنوان محور عملكرد خويش انتخاب كرده است و كانون كوثر تذكر به سيره ائمه و موارد مشابه را محور عمل خويش معرفي مي كند.

   اما در اين ميان نكته ناراحت كننده اينست كه اكنون ما كاملاً با آفتهاي ذكر شده در مقدمه سوم دست به گريبان هستيم. مذهبي ورودي جديد چنين حس مي كند كه لازم است هرچه زودتر نوع دينداري خويش را مشخص كند كه مي خواهد ديندار سياسي باشد يا ديندار معنوي يا... پس از مدتي شاهد آن هستيم كه ر مجامع خصوصي گروه ها همديگر را متهم مي كنند كه شما راه را اشتباه مي رويد و راه درست و دينداري صحيح هماني است كه ما مي كنيم و شما در خطاييد و مصداق خسر الدنيا و الآخرة. اينگونه مي شود كه وقتي هم كه نياز به همگرايي و اتحاد اين گروه ها احساس مي شود اختلافات مذكور خود را نشان مي دهند.

   در انتها لازم است در انتهاي اين گفتار به عنوان جمع بندي ذكر كنم كه متخصص بودن در يك رشته –حتي در زمينه وظايف ديني- خوب است به شرطي كه با آگاهي نسبت به وحدت – به قول دوستان جبهه اي بودن- همه فعاليتها انجام شود. نكته مهمتر اينكه بايد در ميان تمام جامعه مذهبي دانشجويي اين درايت و بصيرت وجود داشته باشد كه با وظيفه شناسي زمانيكه بخشي از جبهه جايگاهي مهمتر و حساستر پيدا كرد كه نياز به حضور تعداد بيشتري سرباز داشت از دلبستگي ها و وابستگي ها و خودمحوري ها دوري كنند و موقعيت كلي جبهه و حركت رو به جلوي آن را وجهه همت خويش قرار دهند انشالله.

ياعلي

نوشته شده توسط محمد حسين بادامچي در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 22:5 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Nazare3 Group