بسم الله الرحمن الرحيم
پروسه شهرک محلاتي سازي ( نقدي درون گفتماني)
مشکلات فرهنگي جامعه ما برکسي پوشيده نيست.درگذر انقلاب به دغدغه اي جدي تر و فراگيرتر براي تمامي مردم خصوصا قشر مصطلح به حزب اللهي تبديل شده است.امروز اتفاق نظر بين نخبگان و عموم جامعه براينست که ريشه مشکلات اخلاقي،اجتماعي،سياسي و حتي اقتصادي کشور را بايد درعرصه فرهنگ جست وجو کرد.شاهد اين حرف همينست که تا درمورد حل معضلي(در هر حوزه اي) در جامعه صحبت مي شود از مصاحبه شوندگان تلويزيون تا صاحب نظران همايشهاي مختلف و حتي مسئولين کشور،همه و همه اين جمله را ازقلم نمي اندازند که:«بايد کار فرهنگي کرد...».
در اين مقال کوتاه قصد بر نقد روشهاي حکومت در حوزه فرهنگ يا معناي فرهنگ و کار فرهنگي نيست بلکه هدف تحليل شيوه اثرگذاري خاص جامعه حزب اللهي به عنوان قشر متعهد به ارزش ها بر رشد يا تضعيف شاخص هاي فرهنگي-ارزشي در جامعه است. پس از اينکه انتقادات تندمان از جامعه و مسئولين فرهنگي فروکش کرد جا دارد به راستي فکر کنيم که ماي به اصطلاح دغدغه مند تا چه اندازه در تثبيت يا تغيير ارزشها در جامعه نقش داريم؟
اما بعد؛
مهمترين پارامترهاي ترويج يک" ارزش" در جامعه، چگونگي گروه هاي مرجع جامعه است يعني به طور کلي گروه هايي که مردم در کارهاي مختلف زندگيشان از آنها الگو مي گيرند و مهمترين عاملي که مقبوليت يک گروه به عنوان گروه مرجع را تعيين مي کند ميزان نفوذ و حضور اعضاي آن گروه در کل اجتماع است.به طورخلاصه يعني اينکه فرهنگ عموم مردم را به جز عوامل محيطي(مثل سياستهاي حکومت و هنجارهاي تاريخي حاکم بر مردم) عامل بسيار مهمي به نام گروهي که مردم از آنها در زندگي روزمره الگو مي گيرند تعيين مي کند.
در جامعه حزب اللهي هاي ما يا همان آدمهاي ارزشي و متعهد روشهاي زندگي اجتماعي و فردي وجود دارد که ميزان پذيرش آنها به عنوان گروه مرجع را تعيين مي کند.به جز حوزه خلقيات فردي حاکم بر اين طيف از جامعه که به تنهايي جاي بررسي و تحليل دارد در حوزه سيره اجتماعي متعهدين کشور ما روشي خاص مرسوم است که همان عنوان عريض و طويل اين متن است يعني «پروسه شهرک محلاتي سازي».
قشر متعهد ما به دو دليل:
1- ارزشهايي را قبول دارند و نسبت به آن دغدغه مند هستند که عده خاصي کاملا به آنها پايبند هستند.
2- بسياري از حرکات عموم مردم مورد پسند يا منطبق بر هنجارهاي آنها نيست.
عادت کرده است که تا در جمعي حضور پيدا مي کند،سريعا آدمهاي هم دغدغه خود را پيدا کند و بعد از آن به همراه همتيپ هاي خود به گوشه اي رفته يا در بهترين حالت زندگي جمعي مجزايي را تشکيل دهد.نگاهي به اکثريت قاطع گروه ها و جمعهاي مذهبي دانشگاه ها به خوبي شاهد اين مدعاست.اما مگر اين کار بديست يا هيچ مزيتي ندارد؟مسلما باهم بودن و متشکل بودن انسانهاي ارزشي و داشتن زندگي جمعي(به معناي کلمه آنطور که در زمان پيامبر(ص) وجود داشت) کار بسيار مفيديست؛ اما به شرطي که سبب بريده شدن ارتباط آنها با جامعه و جامعه با آنها نشود.شايد بررسي همين مثال شهرک شهيد محلاتي تهران يا برخي محله هاي خاص ديگر شهر که قشر غالب آن متدينين هستند تاثيرات فرهنگي چنين حرکتي را به خوبي مشخص کنند.
اصولا وقتي عده زيادي از متعهدين در يک محل خاص مثل شهرک محلاتي جمع مي شوند دو اتفاق سوء عمده رخ مي دهد :
1-ارتباط خود آن دسته حزب اللهي ها با بقيه جامعه کمرنگ مي شود و با امثال خود پررنگ در نتيجه در چنين فضايي اگر واقعا اشتباهي(اعم از تفکر،ارزش،عمل،عقيده راجع به ديگران) در بين اين افراد وجود داشته باشد به سختي امکان اصلاح آن وجود دارد،چون در اين حالت امکان نقد يا ترديد در تفکرات و اعمال افراد به دليل اينکه همه همفکر و همرفتار اند وجود ندارد و اين يعني تشديد يک عمل يا تفکر بد به معناي تاييد کاريافکر يکديگر.مثال حقيقي اين اثر را مي توان در توهم فرشته بودن خود و همفکران و ابليس بودن افراد خارج از دايره همفکران ديد.
2-کولوني شدن افراد ارزشي سبب مي شود تا درصد حضور مذهبي ها در محلهاي ديگر جامعه کم شود.از آنجاکه مردم بهميزان قابل توجهي از مدلِ زندگيِ افرادِ حاضر در جامعه ي دوستان و اطرافيان(همسايگان يا کسانيکه زياد با آنها سروکار دارند) الگو مي گيرند و درواقع مهمترين گروه مرجع الگوگيري افراديست که درجامعه با آنها سروکار دارند هرچه قدر حضور افراد متعهد در عموم جامعه کمتر باشد طبعا حضور ارزشهاي آنها و سرعت پراکنده شدن اين ارزشها درفضاي جامعه کمتر مي شود و اين خود شايد بسيار اثرگذارتر از سياستهاي کلان فرهنگي باشد وحتي به نحوي تعيين کننده جهت توليدات فرهنگي.به عنوان مثال وقتي در سينماهاي کشور کمترين درصد مخاطبين افراد مذهبي باشند عجيب نيست که توليدات سينمايي روز به روز ضدارزشي تر بشوند چون هرچه قدر هم که مسئولين فرهنگي از پخش فيلمهاي بي محتوا يا بد محتوا جلوگيري کنند بازهم توليدکننده چاره اي جز تامين رضايت مخاطب منطبق برعلايق او ندارد.
از آن طرف مزيت عمده اين فرآيند "امکان حفظ و عدم استحاله نامناسب" در محيطهاي سالم تر است که شايد اگر دليل بسياري از کولوني سازيهاي مذهبي ها را پرس و جو کنيد با همين جواب روبرو شويد.البته حقيقت اينست که گريزي از ورود به جامعه با تمام محاسن و معايب آن نيست؛ اگر امروز نه، فردا بايد به دل اين جامعه رفت و با همه اقشار تعامل برقرار کرد و اساسا ديد انقلاب ما ديد اصلاح گرايانه است نه ديد انفعالي. ما مدعي انقلاب و جامعه سازي هستيم و ادعا داريم که فعالانه قرار است گروه مرجعي براي تمامي مردم کشورمان و حتي جهان باشيم،آيا چنين ادعايي با دوري از جامعه و زندگي روزمره مردم آن امکان پذير است؟
بايد ديد که آيا راه حلي جامع اين مزيت و رفع نقايص مدل فعلي وجود دارد يا نه؟حقيقت اينست که پاسخ ساده اي براي اين مشکل وجود دار داگر متعهدين به زندگي عادي و حتي بالاتر فعال و موثر در جامعه بپردازند يعني خود را تافته جدابافته اي از عموم مردم و زمان خويش نبينند در عين حال،ارتباط تشکيلاتي و منسجم با هم داشته باشند هم از گزند آفتهاي جامعه حفظ مي شوند و هم مي توانند تعيين کننده هنجارهاي جامعه خود باشند و براي آن برنامه ريزي کنند.نکاتي جالب از کتاب پيشواي صادق(نقل به مضمون و با تلخيص):«امام سجاد(ع) در روايتي اشاره کردنددر همه حجاز دوستان و علاقه مندان مابه20 نفر نمي رسند؛چگونه مي شود وقتي فرزند ايشان امام محمد باقر(ع) وارد مسجد پيامبر(ص) مي شوند جماعت انبوهي از مردم خراسان براي پرسش از مسائل فقهي گرد ايشان جمع مي شوند؟20 سال پس از صلح امام حسن(ع) يکي از سران شيعه را در آن طرف مرزهاي اسلامي مي کشند و در خراسان صداي اعتراض بلند مي شود؟اينها هم نشان دهنده وجود يک تشکيلات سراسري و مخفي توسط شيعيان در جهان اسلام در دوره اختناق اموي و عباسيست.»حقيقت اينست که امروز در جامعه ما انقلاب شده و اگر مي خواهيم سخن انقلاب واقعا تبديل به دغدغه مردم شود جز با حضور اجتماعي و متشکل بودن در کنار آن امکان پذير نيست و حقيقت اينست که امروز شرايط محيطي مثل وجود نظام جمهوري اسلامي هم فراهمتر است؛کولوني سازي و انزواي از زندگي روزمره مردم يعني غالب شدن تفکرت غيرانقلابي و بريده شدن راه اصلاح جامعه و خود.اين سخن صرفا نگاهي به جامعه به معناي کل کشور ندارد بلکه اين رويکرد بايد سرلوحه فعاليتهاي دانشگاهي ما هم قرار بگيرد.
به اميد ظهور صاحب امر(عج)
پ.ن:قرار است اين مطلب را در شماره جديد کلمه ببينيد.
