مقالهای که قول داده بودم:
قسمت اوّل
همهی شما فیلمهای سهگانهی ارباب حلقهها را دیدهاید. حلقهای مظهر قدرت است. هرکه آنرا بدست آورد بر عالم حکومت خواهد کرد. همهی کسانی که سودای قدرت در سر میپرورانند، انسانها، اربابان سیاهی و متظاهران به سپیدی به دنبال حلقه هستند. قرت حلقه همه را اغوا میکند. انسانهای عادی را یارای مقابله در برابر وسوسهی به دست کردن حلقه نیست. در این میان عقلای جهان راه چاره را در نابود کردن حلقه میدانند، در کوه آتشفشان...
داستان، زیبا و سرگرمکننده است. زیباییهای بصری فوقالعادهی فیلم مثل سایر فیلمهای دیگر هالیوودی قابلیت دنبال کردن سناریو و عمیق شدن در مفاهیم را از بینندهی غیر حرفهای – مثل خود من - میگیرد. امّا فیلمنامه از فیلمنامههای پوچ و بیمفهوم رایج هالیوودی نیست بلکه از داستانی عمیق و پرمفهوم اخذ شده است.
*حلقه نماد چیست؟
حلقه در دست هرکسی باشد توانِ حکومت بر جهان دارد. حلقه مظهر قدرت است. در جهان امروز ما مظاهر قدرت کدامند؟
در جهان امروز ما علم، سرمایه، تکنولوژی، هژمونی، نظم، توان مدیریتی، نیروی انسانی متخصص، اقتصاد نیرومند، سود ناخالص داخلی، انرژی(هستهای، فسیلی و ...)، اسلحه و ... مظاهر اصلی قدرت محسوب میشوند.
آری. همهی آنچه که پیرامون ماست و خواهناخواه همهی ما به دنبالش میگردیم «حلقه» است. امروز مردمان روی زمین به دنبال حلقه میگردد. کشتارها، خشونتها، بیعدالتیها و ... اینها از کجا سرچشمه میگیرد؟
حلقه فی نفسه بد نیست. حلقه ابزار است. قدرت ابزاریست در دست عقل آدمی. امّا هدف نیست. این نکته بسیار مهم است. حلقه ابزار است؛ هدف نیست. دقیقاً همین نکته، نقطهی ویرانی تمدّن عظیم کنونیست که به طبل میانتهی میماند. سکّان هدایت جهان به دست نفس انسانهاست نه به دست عقل ایشان، چرا که تنها نفس است که با گرفتن حلقه ارضا میشود و آرامش مییابد امّا عقل نه. حلقه مرکب عقل است تا عقلانیت را در اجتماع حاکم کند ولی امان از روزی که بشر خود را به واسطهی مشتی ابزارآلات رفاهی برتر از مردمان پیشینش بینگارد و پستی و سقوط روحش را کتمان کند.
منتظر قسمت دوم باشید:

